children as workers

استعدادیابی کودکان از روی رفتارشان

استعداد بعضی از کودکان کاملا برای اطرافیان قابل مشاهده است اما برخی دیگر ممکن است استعدادهای پنهانی داشته باشند که در قالب پرحرفی، خیال بافی، انرژی زیاد و یا حتی سورفتار خودشان را نشان دهند. در این مقاله سعی می کنیم شما را با نشانه های استعداد پنهان کودک و شیوه های پرورش و شکوفایی آنها آشنا کنیم.

کودک به طبقه بندی اشیا علاقه زیادی دارد
جوراب هایش را جفت می کند، ماشین های اسباب بازی را بر اساس رنگ، اندازه یا شکل در یک خط می چیند و یا ممکن است دوست داشته باشد اشیا مرتب و سازمان یافته باشند. در صورت وجود این نشانه ها، کودک شما احتمالا به عنوان یادگیرنده دائمی شنیداری شناخته می شود که به این معنی است که یک متفکر تحلیل گر، بسیار منظم و دقیق در جزئیات است. او ممکن است به دنبال یافتن الگوهای گوناگون باشد که معمولا از نشانه های اولیه استعداد ریاضی و علوم است.

برای پرورش این ویژگی کودک بازی ها و فعالیت هایی را پیدا کنید که شامل الگوها و جفت کردن هستند. انجام فعالیت هایی که مهارت های ریاضی را تقویت می کنند و تجربیاتی که مورد علاقه دانشمند کوچک هستند هم می توانند بسیار مفید باشند. کودک را مسئول انجام کارهایی بکنید که با علاقه کودک به طبقه بندی در ارتباط باشند. برای این دسته از کودکان جمع آوری اشیا بسیار جالب است. بهتر است ظرف های پلاستیکی در اختیار کودک قرار دهید تا بتواند اشیا کوچک مانند سنگ، صدف و هر چیز دیگری که دوست دارد را در آنها جمع آوری کند.

کودک بدون وقفه حرف می زند
احتمالا کودک وراج شما توانایی کلامی پیشرفته ای دارد، داستان ها و موضوعات مختلف را به هم ارتباط می دهد و اشکالات مختصر دستوری و تلفظی دارد. علاوه بر این ممکن است بسیار سریع حرف بزند و تا وقتی که به خواب نرفته است از حرف زدن دست نکشد.

کودک تمایل دارد کلام آخر را بگوید و شاید اینطور به نظر برسد که تلاش می کند شما را با استدلالش کاملا قانع کند. مهارت کلامی می توانید یکی از نشانه های کودکان بااستعداد و کلید موفقیت در مدرسه و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی باشد. کودکانی که از استعداد بالای قانع کردن و متقاعد کردن برخوردار هستند احتمالا مشاغلی مانند وکالت یا روزنامه نگاری را انتخاب می کنند.

برای تقویت این استعداد کودک، از او بخواهید داستان هایی را برایتان بگوید که بتوانید با کمک همدیگر به یک کتاب تبدیل کنید تا آن را باهم بخوانید. با کودک مصاحبه کنید و افکارش را در فایل تصویری یا صوتی ثبت کنید. به او کمک کنید برای اعضای خانواده یا دوستانش نامه بنویسد. فراموش نکنید به موازات تشویق و تقویت مهارت های نوشتن و حرف زدن، شنونده خوب بودن را هم به او آموزش دهید.

هر چند وقت یکبار از یک کتابخانه یا کتاب فروشی دیدن کنید و کتاب هایی پیدا کنید که کودک را به چالش می کشند. ممکن است کودک بر خلاف همسالانش بیشتر کتاب هایی را ترجیح بدهد که کلمات بیشتری نسبت به تصاویر داشته باشد. به ایده ها و نظرات کودک گوش کنید اما اگر کودک از حرف زدن خسته نمی شود بهتر است برای این کار محدودیت زمانی در نظر بگیرید تا حداقل مدت زمان کوتاهی را در روز به سکوت اختصاص دهید!

کودک همه چیز را دستکاری می کند
او به شدت دوست دارد کشف کند که اشیا مختلف چگونه کار می کنند و به دلیل ممکن است اجزای وسایل گوناگون را باز کند و تلاش کند تا شیوه کارکرد آن را کشف کند و دوباره آنها را روی هم سوار کند. او عاشق ساختن برج با بلوک های خانه سازی است و از بازی کردن با ماشین ها لذت می برد.

این ویژگی ها نشانگر این است که کودک شما احتمالا یک یادگیرنده دیداری-فضایی است. کودکانی که از سرهم کردن لذت می برند احتمالا در آینده مکانیک، مهندس، معمار، مخترع یا دانشمند می شوند.

در صورت مشاهده این خصوصیات در کودک بهتر است اسباب بازی ها و بلوک های خانه سازی در اختیار کودک قرار دهید تا کودک فرصت خلق، نابودی و خلق مجدد داشته باشد. او را تشویق کنید تا با جعبه های خالی مواد غذایی یا هر چیز دیگری که در خانه پیدا می کند، کاردستی درست کند.

او را به مراکز و زمین ها بازی ببرید که امکان اکتشاف از طریق دست ورزی وجود دارد و از هر فرصتی برای نشان دادن و معرفی اشیا مکانیکی مانند چراغ راهنمایی و رانندگی به کودک استفاده کنید.

این دسته از کودکان به این دلیل که علاقه زیادی به کشف و دستکاری اشیا دارند ممکن است در معرض خطر قرار بگیرند و به همین دلیل باید همیشه مواظب باشید تا به وسایل برقی یا اشیا تیز نزدیک نشوند.

کودک خیالباف است
احتمال دارد به نظر برسد کودک با دوستان خیالی اش در دنیای خودش غرق شده است. این دسته از کودکان معمولا از بازی های وانمودی لذت می برند و در وقت آزادشان نقاشی می کشند و ایده های زیادی برای قسمت کردن با دیگران دارند. آنها ممکن است از وسایل به شیوه های تازه و غیرمعمول استفاده کنند، نسبت به ایده های مسخره اشتیاق نشان دهند و برای حل مشکلات از راه حل های خلاقانه استفاده کنند.

با وجود این ویژگی های احتمالا کوچولوی رویایی شما بدون تمرکز به نظر برسد اما شاید زمانش را به رویا بافتن در مورد ایده های بزرگش اختصاص می دهد. این گونه رفتارها اغلب نشانگر قدرت خلاقیت زیاد و علامت استعداد کودک است. زندگی روزمره ممکن است به نظر این متفکران خیال پرداز بسیار خسته کننده به نظر برسد و به همین علت و برای گریز از واقعیتی که دوست ندارند به دنیای خیال پناه می برند.

این دسته از کودکان به احتمال زیاد در آیند به کارهای خلاق مانند هنرپیشگی، نویسندگی، فیلم سازی یا طراحی لباس یا طراحی داخلی و به طور کلی فعالیت هایی که با هنر در ارتباط هستند، مشغول خواهند شد و تفکرات خلاقشان را برای حل مسئله در مسیرهای تازه در هنر و علم به کار می گیرند.

خلاقیت کودک را مورد تشویق قرار دهید و برای پرورش این هنرمند کوچولو ابزار لازم را در اختیارش قرار دهید. باهم ساز بزنید و آواز بخوانید و پروژه های علمی ساده ترتیب دهید. او را همراه خودتان به کنسرت موسیقی ببرید، به داستان های خیالی اش گوش کنید و برای نشان دادن عملکرد کودک برایش تماشاچی جمع کنید! بازدید از موزه به همراه سایر اعضای خانواده هم از فعالیت های است که می تواند بسیار مفید و لذت بخش باشد.

استعدادیابی کودکان,کشف استعداد کودکان,روش های کشف استعداد کودکان

کودکان خیالباف از بازی های وانمودی لذت می برند و در وقت آزادشان نقاشی می کشند


کودک به حل پازل علاقه زیادی دارد
او به شکل اغراق آمیزی عاشق حل کردن انواع مختلف پازل ها است. به نظر می رسد که کودک در حین بازی با پازل آزمون و خطای کمی انجام می دهد و قطعه مناسب را تقریبا با تلاش اول در جای مناسب قرار می دهد.

این استادان حل کردن پازل یادگیرندگان دیداری-فضایی هستند. آنها بیشتر به صورت تصویری می اندیشند و می توانند به خوبی اجزا مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند. معمولا این کودکان می توانند در آینده کارآگاه، باستان شناس یا محقق شوند.

برای بهبود عملکرد این کودکان تا جایی که امکان دارد پازل و جدول، داستان های معمایی در اختیارشان قرار دهید و علاوه بر اینها بازی های مرتبط با چینش منظم اشیا و یا اسباب بازی هایی که برای حل مسائل فضایی ساخته شده اند هم برای کودک از اهمیت زیادی برخوردارند.

کودک خود را در قبال همه چیز مسئول می داند
کودک عقاید محکمی درباره شیوه انجام کارهای مختلف دارد و علاقه دارد خودش را در بازی ها و به طور کلی در هر فعالیتی نشان دهد. این دسته از کودکان معمولا به طور ذاتی رهبر هستند و این ویژگی در مدرسه، ورزش و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی برای آنها پرفایده است. کودک مسئول اغلب برای دیگران الهام بخش است و پیچیدگی ها و مشکلات را از زاویه دید متفاوتی می بیند. این کودکان معمولا بهترین عضو تیم هستند. از آنجا که قدرت رهبری در مشاغلی مانند تجارت، سیاست، نمایندگی و سازمان دهی عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است، این کودکان به احتمال بیشتری به این حرفه های مشغول خواهند شد.

برای تقویت این ویژگی کودک به او اجازه بدهید هدایت مسیر را در دست بگیرد، مثلا ممکن است بخواهد شما را در مسیر پیاده روی هدایت کند. به او فرصت بدهید مسئولیت پروژه های خانگی مانند مرتب کردن خانه یا مرتب کردن کفش ها را به عهده بگیرد. اجازه دهید وسایل اتاقش را به شیوه خودش مرتب کند و از او برای حل مشکلات خانواده کمک بخواهید. مثلا به او بگویید ” ما همیشه برای رسیدن به کلاس ورزش دیر می کنیم، راه حلی به نظرت می رسد که به سروقت رسیدنمان کمک کند؟!”

نیاز کودک به رهبری را اقناع کنید اما در عین حال به او بفهمانید که وقتی نوبت به مسائل بزرگسالان می رسد، این شما هستید که باید تصمیم بگیرید. علاوه بر این کودک را با مفاهیمی از قبیل رعایت نوبت و گوش دادن آشنا کنید.

کودک نمی تواند آرام بگیرد
او دوست دارد همه چیز را با عجله انجام دهد و از هر چیزی که حرکت می دهد، لمس می کند، احساس می کند و به طور کلی با بدنش در ارتباط است لذت می برد. این دسته از کودکان یادگیرنده های فیزیکی یا جنبشی-بدنی هستند که اطلاعات را جذب می کنند و فعالیت هایی را ترجیح می دهند که با حرکت و عمل همراه هستند.

آنها ممکن است به فعالیت های ورزشی، رقص یا موسیقی که به مهارت های حرکتی ظریف نیاز دارند، بیشتر تمایل داشته باشند و در آینده به سمت مشاغلی می روند که مجبور نباشند پشت میز بنشینند مانند معلمی یا جنگلبانی و یا ممکن است از مهارت های پیشرفته دست برای مشاغلی مانند سرآشپزی استفاده کنند.

برای پرورش این استعداد کودک باید فعالیت های فیزیکی را در برنامه روزانه او قرار دهید و از آنجا که این کودکان از انجام فعالیت های حرکتی تکراری به آسانی خسته می شوند، فعالیت ها را به صورت چرخشی انجام دهید تا جذابیتشان را از دست ندهند.

چون کودکان جنبشی-حرکتی از کشف موسیقی از خلال حرکت لذت می برند، به آنها فرصت آواز خواندن و رقصیدن بدهید. برای کودکانی که دوست دارند از دستانشان بیشتر استفاده کنند پروژه های نقاشی، مجسمه سازی، نخ کردن مهره و … ترتیب دهید.

یک برنامه خواب منظم و آرامش بخش برای این کودکان از اهمیت ویژه و بالایی برخوردار است. سعی کنید یک تا دو ساعت قبل از خواب یک میان وعده سبک مانند شیر و غلات کامل در نظر بگیرید و بعد از آن یک حمام گرم، یک داستان زیبا می تواند به خوبی کودک را برای خواب آماده کند. گوش دادن به یک موسیقی آرامش بخش در تاریکی هم می تواند به تجدید قوای کودک کمک کند.

قادر به کشف استعداد کودک نیستید!
حتی اگر هیچ کدام از این نشانه ها را در کودک مشاهده نمی کنید، باز هم برای کشف استعدادهای پنهان کودک آماده باشید. احتمال دارد با گذشت زمان ویژگی های منحصر به فرد او توجه شما جلب کند. پرسیدن بازخورد افراد دیگر در خصوص زندگی کودک می تواند بینش تازه ای به شما بدهد. ممکن است مربی مهدکودک هنگام درست کردن کاردستی با کودک، متوجه توانایی خاصی در او شود و یا پرستارش متوجه چالاکی او در پارک و زمین بازی شده باشد و یا حتی پدربزرگ علاقه خاص او به طبیعت را کشف کرده باشد.

با مشاهده و کشف حوزه های استعداد طبیعی کودک می توانید به او کمک کنید تا دیده، شنیده و فهمیده شود اما به یاد داشته باشید در عین حال که برای دستیابی کودک به استعدادهای بالقوه اش تلاش می کنید،هدف نهایی شما باید عشق ورزی بی قید و شرط به کودک به خاطر خودش باشد.

are-you-trying-too-hard-to-be-a-good-parent

سخت گیری والدین برای کودکان

حد و مرز سخت‌گیری با کودکان را بشناسیم:

بسیاری از والدین گاهی در شرایط سختی برای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند. شرایطی که توضیح آن پیچیده بوده و نیاز به آموزش بلند مدت و صحیح دارد. در این شرایط، والدین باید با کمال جدیت با کودک خود سخن بگویند؛ آن هم بدون توسل به زور یا خشونت. در این بین، والدین باید محیطی را برای کودک خود فراهم کنند که در عین بیان خواسته‌های خود، از خواسته‌های والدین نیز حرف‌شنوی داشته باشد و به خواسته‌های آن‌ها عمل کند.

واقعیت امر این است که این مواجهه امر و نهی در طی فرآیند رشد و تربیت کودک، نه یک ‌بار، بلکه بارها و بارها برای والدین پیش می‌آید. آنچه امر تربیت را این چنین مهم و دشوار کرده، همین ظرافت‌هاست؛ یعنی سختگیری در عین مهربان بودن و انعطاف‌پذیری در عین جدی بودن. شاید والدین نیز بارها و بارها این سؤال را در ذهن خود مرور کرده‌اند که تا چه اندازه می‌توانند نسبت به کودک خود سخت‌گیری کنند؟ و از همه مهم‌تر، چگونه می‌توانند در عین سخت‌گیری، انعطاف‌پذیر باشند؟ والدین نباید به‌ گونه‌ای رفتار کنند که کودک دچار احساس عقده‌ یا خود کم بینی شود.
 

سخت‌ گیری والدین برای کودکان,سخت گیری کردن برای کودکان,حد و مرز سخت‌گیری با کودکان

سخت‌ گیری والدین برای کودکان

 
سخت‌گیری با کودکان؛ چرا و چگونه؟
حقیقتاً والدین نباید به دنبال حد و مرزی برای سخت‌گیری باشند و تصور کنند که مثلاً اگر از این حد پیش رفتند، افراط است. سخت‌گیری با توجه به اجرا آن می‌تواند آسان یا سخت باشد و این والدین هستند که تصمیم می‌گیرند با توجه به خلق و خوی کودکشان و ابراز احساسات او، تا چه اندازه مرزها را رعایت کنند. آن‌ها باید واکنش‌های صحیح و به موقعی نسبت به بعضی از رفتارهای کودک خود نشان دهند.

نکته قابل توجه اینجاست که بعضی والدین سخت‌گیری را با پذیرفتن قوانین و مقررات اشتباه می‌گیرند. کودک همواره باید به اجرا بعضی قوانین پایبند باشد و خود را برای اجرا آن به نحو احسن آماده کند. گفتنی است جدیت در اجرا این‌گونه قوانین، هرگز سخت‌گیری به‌حساب نمی‌آید؛ مثلاً: فرض کنید یک خانواده می‌خواهند ساعت 9 شب در منزل باشند. این قانونی است که همه آن را پذیرفته‌اند؛ پس باید همگی به اجرا آن احترام بگذارند. جدیت، در اجرا این امر تعیین می شود. طبیعی است که اگر فردی در خانواده از اجرا این کار تخطی کند، باید برای کارش توضیح قانع کننده‌ای دهد. اگر توضیح داده شده منطقی بود، دیگر بحثی نمی‌ماند اما اگر قانع کننده نبود، باید به او تذکر دهیم تا دیگر تکرار نکند. مثال دیگر، آشغال ریختن در خانه است. کودک باید بیاموزد که در خانه هرگز آشغال نریزد و این امر برای او همانند یک قانون تلقی شود و تحت هر شرایطی از این قانون تبعیت کند.


در واقع، والدین در این سن یک سری بایدها و نبایدها را به کودک خود آموزش می‌دهند و از او انتظار دارند آن‌ها را اجرا کند و طبیعی است که در این بین، خودشان هم به عنوان یک الگو باید به این قوانین عمل کنند. 

تمام قوانینی که در منزل حاکم است، به یک اندازه مهم نیستند؛ یعنی قوانین اولیه و ثانویه‌ای داریم که ضرورت انجام آن‌ها با یکدیگر متفاوت است. برای مثال: به موقع به منزل آمدن، مسواک زدن و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها جزء بدیهیات و قوانین اولیه در منزل به شمار می‌رود که تحت هر شرایطی، انجام آن‌ها ضروری است. در صورتی که کمک به بزرگ‌ترها در کارهای خانه یا انجام خریدهای ضروری، کارهایی هستند که می‌توان در آن‌ها کمی نرمش به خرج داد. والدین با تجربه و هوشمند می‌دانند نسبت به چه کارهایی سخت‌گیری و جدیت به خرج دهند یا در اجرا کدام قوانین با انعطاف و نرمش رفتار کنند. به همین دلیل، نه تنها موقعیت و جنس کودک، بلکه سن و شرایط او نیز در اعمال قوانین منزل اهمیت دارد و والدین باید به همه‌ این مسائل توجه کنند.


نباید از این مسئله چشم پوشی کرد که اجرا برخی قوانین اشتباه، به خود والدین باز می‌گردد؛ مثلاً: والدینی که نتوانند تکانه‌های هیجانی زندگی خود را کنترل نمایند یا هنگام عصبانیت ندانند چه می‌گویند و فریاد بکشند یا از الفاظ رکیک استفاده کنند، همه‌ این‌ها عیوبی است که از خود والدین نشأت می‌گیرد. در این بین، برای جبران خطاهای گذشته خود مجبورند برای برخی از رفتارهای غیر منطقی‌ کودک مهربان باشند یا در اجرا برخی قوانین که خود وضع کرده اند، انعطاف به خرج دهند. در اینجا کودک نمی‌تواند بفهمد اجرا قوانین تا چه اندازه مهم است و تا چه اندازه انجام آن‌ها می‌تواند در زندگی‌اش تأثیر گذار باشد.
 

سخت‌ گیری والدین برای کودکان,سخت گیری کردن برای کودکان,حد و مرز سخت‌ گیری با کودکان

اثرات نامطلوب سخت‌ گیری والدین برای کودکان


به این ترتیب، اشکال کار در والدین است که نمی‌توانند ثبات رفتاری خود را با کودک حفظ کنند و بدون هیچ‌گونه دلیل یا منطق و فقط از روی احساسات با او رفتار می‌کنند. در بسیاری از موارد، والدین برای جبران خطاها به مهربانی و آسان‌گیری روی نمی‌آورند؛ چون با غرور آن‌ها در تضاد است. بلکه به خشونت روی آورده و به ‌گونه‌ای عمل می‌کنند که هم برای کودک سخت است و هم برای خود؛ در صورتی که باید بدانند با این کار کودک، را قربانی رفتار اشتباه خود قرار می‌دهند.


از سوی دیگر برخی والدین با انتظارات بیش از اندازه و ایده‌آلی که دارند، مدام کودک را به خاطر انجام برخی کارها سرزنش کرده و به نوعی مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند. این دسته از والدین با این فلسفه به میدان می‌آیند که هر چه را که خلاف میلشان است، رد و به حساب تربیت خوب فرزندان خود می‌گذارند. آن‌ها ایده‌آل هایی را ملاک خود قرار داده و به کمتر از آن راضی نمی‌شوند. این دسته از والدین باید بداند که فرزند خود را مورد کودک آزاری قرار داده‌اند.
 

سخت‌ گیری والدین برای کودکان,سخت گیری کردن برای کودکان,حد و مرز سخت‌ گیری با کودکان

ممکن است سخت‌گیری والدین برای کودکان از روی دلسوزی باشد

 
کودک آزاری
به هرگونه آسیب جسمی، روانی یا غفلت و بد رفتاری با کودکان زیر سن قانونی، (18 سال)، کودک آزاری گفته می‌شود. در این بین، والدین پرخاشگر و عصبانی بیش از همه، فرزندان خود را در معرض کودک آزاری قرار می‌دهند. این والدین همواره انتظارات بیش از حدی از کودک خود طلب می‌کنند و با این کار، آسیب جدی بر سلامت روان و شخصیت او، چه در حال حاضر و چه در آینده، وارد می‌کنند.


البته کودک آزاری انواعی داشته و به درجاتی تقسیم بندی می‌شود که شامل: شکل مستقیم و غیرمستقیم است. آسیب‌های روانی، جنسی و جسمی از نوع مستقیم کودک آزاری و کمبود مراقبت های جسمانی و بهداشتی، کمبود محبت و حمایت‌های عاطفی ناکافی مانند: توجه و تشویق، از نوع غیر مستقیم آن است. ضربه زدن، کتک زدن، سوزاندن و داغ کردن، کودک آزاری جسمی محسوب می‌شود. در کودک آزاری عاطفی، کودک به هر دلیلی از سوی دیگران مورد بی‌توجهی قرار گرفته و کم‌کم طرد و منزوی می‌شود که شامل: محرومیت عاطفی، برخورد خشونت‌آمیز، تهدید، تمسخر و انتظارات فراتر از سن کودک است.


در بخش آموزشی، هرگونه فشار و آسیب روحی در خصوص نحوه آموزش به کودک تحمیل شود مانند: نمره گرایی، نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی، ایجاد رقابت شدید و مخرب و انتظارات بیش از حد از کودک باعث آسیب روانی به کودک شده و بد رفتاری آموزشی به شمار می‌آید.کودکی که به هر نحو تحت آزار آموزشی قرار می‌گیرد، به علائم متفاوتی مثل: تغییرات خلقی، افت تحصیلی، اختلال در یادگیری، غیبت مکرر در مدرسه، کابوس‌های شبانه، شب ادراری، ترس‌های شبانه، اضطراب، اختلالات رفتاری، احساس گناه و افسردگی دچار می‌شود که این امر دارای پیامدهای طولانی مدت مانند: بزهکاری، پرخاشگری و انزوا طلبی است.


والدین الگو کودکان هستند:
از اصول اساسی فرزند پروری، ارائه الگو سالم به آن‌هاست. این اصل از چشم والدین زیادی دور مانده که باید با آموزش صحیح و نحوه ارائه مطلوب، آگاهی سازی شود. والدینی که به کودک بسیار نزدیک‌اند یا افراد نزدیک کودک، تاثیرگذاری ویژه ای روی او دارند و بهترین الگوهای کودک به شمار می‌روند. متأسفانه، در ایران بسیاری از والدین که با فضیلت‌های اخلاقی آشنایی کافی ندارند، نمی‌توانند الگو مناسبی برای فرزند خود باشند. آن‌ها هنوز ماهیت برخی امور را درک نکرده‌ و نمی‌دانند از چه اهمیت بالقوه‌ای برخوردارند. بعضی از والدین هنوز به این آگاهی نرسیده‌ که بردباری یعنی توانایی درک نظرات دیگران بدون داشتن قضاوت ارزشی، انصاف یعنی رفتار بی‌طرفانه و بدون قضاوت، همدلی یعنی درک احساسات دیگران، وجدان یعنی توجه به ندای درونی فطرت و همه این فضیلت‌ها به صداقت و اهمیت دادن به تربیت کودک، وابسته است.